پیامکی که سحر تازه عروس کلاردشتی را قبل از ازدواج به دردسر انداخت


تاریخ : یکشنبه,۲۶ خرداد ۱۳۹۸
تعداد بازدید :1032


حوادث رکنا: نوعروس کلاردشتی که برای خرید جهیزیه از بانک وام گرفته بود یک روز پس از واریز پول به حسابش در کمال ناباوری دریافت مردی ناشناس پول ها را صرف خرید تنی خرما کرده است.

سه ماهی از عقد سحر می گذشت و قرار بود به محض آماده شدن جهیزیه، مقدمات مراسم عروسی را فراهم کنند. اما برای خرید نیاز به پول داشت. به هر سختی که بود با پیدا کردن ضامن و انجام مقدمات لازم بعد از چند هفته توانست وامی به ارزش 30 میلیون تومان از بانک بگیرد.

7 اردیبهشت امسال بالاخره پیامک پرداخت وام با کسر کارمزد به تلفن همراهش ارسال شد و سحر نفس راحتی کشید. خیلی منتظر چنین روزی بود می خواست با این پول جهیزیه اش را بخرد و کلی برنامه داشت اما این خوشحالی فقط 24 ساعت دوام داشت چرا که صبح روز بعد پیامکی به تلفن همراهش رسید که شوک بزرگی به او وارد کرد. پیامک نشان می داد تمام 31 میلیون تومان موجودی حسابش یکجا برداشت شده است.

سحر در تشریح این ماجرا گفت: از این اتفاق آنقدر شوکه شده بودم که سراسیمه به بانک رفتم اما آنجا پس از پیگیری روند انتقال وجه مشخص شد، فردی ناشناس همان روز با کارت من و رمز کارتم در یک خرمافروشی در جنوب تهران با دستگاه پوز خرید کرده است. نکته عجیب اینکه این سرقت با کپی کارت من در تهران انجام شده بود و سارق یا سارقان علاوه بر داشتن اطلاعات کارت، رمز اولم را نیز داشتند و من نمی دانم چگونه چند ساعت پس از واریز وام از تمام این اطلاعات باخبر شده بودند. این نو عروس کلاردشتی ادامه داد: پرونده این شکایت در دادسرای کلاردشت مطرح شد اما از آنجا که سرقت در تهران رخ داده بود، پرونده با نیابت قضایی به تهران انتقال یافت.

کشف سرنخ های تازه

پرونده در تهران از دادسرای جرایم رایانه ای به پلیس فتا ارجاع و مغازه خرمافروشی شناسایی شد وقتی به آنجا رفتیم صاحب مغازه مدعی شد مردی ناشناس به مغازه اش آمده و 130 کارتن خرما خریده و با یک وانت آن را برده است.

در بازبینی دوربین های مداربسته مغازه، تصویری از سارق و حتی شماره پلاک وانتی که بار را جابجا کرده بود، پیدا کردیم و مشخص شد او بار را تحویل وانت بار دیگری داده است. با همه این اطلاعات به پلیس فتا رفتم اما آنها پس از بررسی مدارک و دیدن تصویر متهم با این عنوان که تصویر سارق در آلبوم متهمان شناسایی نشد، پرونده را به دادسرای کلاردشت بازگرداندند.

بازپرس پرونده در کلاردشت بار دیگر پرونده را با نیابت به پلیس آگاهی تهران فرستاد اما آنجا هم پس از دو هفته بلاتکلیفی، با وجود اصرارهای من حتی راننده وانت را نیز احضار نکردند و همه پیگیری های من بی نتیجه ماند.

زن جوان ادامه داد: این اتفاق به زندگی ام آسیب زیادی وارد کرد. امیدوارم کارآگاهان پلیس با پیدا کردن این مرد شیاد و بازگرداندن پولم زندگی مرا از این وضعیت آشفته نجات دهند. چرا که من باید اقساط وامی را بپردازم که هیچ بهره ای از آن نبردم


منبع: رکنا

برچسب ها :



این مقاله را دوست داشتید؟ آنرا به اشتراک بگذارید

دیدگاه خودتان را ارسال کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.






star مقالات جدید

  • مقالات
  • دکتر
  • بیمارستان
  • دارو
مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.
هشدار! تجويز و تعيين دوز دارو به عهده پزشک مي باشد و پورتال پادرا هيچگونه مسئوليتي در خصوص مصرف خود سرانه دارو ندارد