تصاویری از خلوت من و شوهرم در اتاق خواب به دست جوان 19 ساله افتاده بود / مجبور شدم سرقرار بروم!


تاریخ :پنجشنبه,۱۶ فروردین ۱۳۹۷
تعداد بازدید :3424


رکنا: علاقه عجیبی به ثبت تصاویر خصوصی و نگهداری آن ها در گوشی و لپ تاپم داشتم در واقع از هر صحنه زیبا یا منظره قشنگی که با آن روبه رو می شدم بلافاصله تصویری ثبت می کردم تا به عنوان یادگاری و خاطره آن را نگه دارم در این میان عکس های سلفی یا تصاویری خصوصی از خودم و خانواده ام جایگاه ویژه ای داشت حتی تصاویری را که در خلوت از خودم و همسرم در اتاق خواب می گرفتم نیز در لپ تاپ ذخیره می کردم تا این که آن حادثه تلخ رخ داد و من به خاطر همین عکس ها تا مرز رسوایی رفتم که اگر حضور به موقع پلیس نبود اکنون ...

 

زن 35 ساله در حالی که از قرار گرفتن در کنار پلیس احساس آرامش می کرد، به بیان ماجرایی تلخ پرداخت و به مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: چند روز قبل برای خرید به یکی از مراکز تجاری در اطراف بولوار وکیل آباد مشهد رفتم ترافیک زیاد بود و جای پارک پیدا نمی شد.

بالاخره پس از چند بار دور زدن جای پارکی را در منطقه ای خلوت پیدا کردم و با خوشحالی از خودرو بیرون آمدم. خودروام دزدگیر نداشت و من با قفل کردن در خودرو به سوی مرکز خرید به راه افتادم. ساعتی را در آن مرکز تجاری گذراندم و بعد از خرید مقداری لوازم به سوی خودرو رفتم.

اما ناگهان با صحنه ای روبه رو شدم. از شدت ترس پاهایم سست شد. در خودروام باز بود و علاوه بر برخی قطعات داخلی آن دیگر اموالم مانند تبلت، لپ تاپ و تلفن همراهم به سرقت  رفته بود. آن چه مرا بیشتر نگران می کرد تصاویر خصوصی و عکس هایی بود که بدون کد و رمز در لپ تاپ ذخیره کرده بودم.

هنوز در شوک بودم که با پلیس 110 تماس گرفتم و ماجرای سرقت اموال داخل خودرو را اعلام کردم. مدتی بعد پسر جوانی با شماره تلفن دیگرم با من تماس گرفت و از زیبایی تصاویرم سخن گفت. او سپس ادامه داد اگر قصد پس گرفتن لوازم سرقتی را دارم بدون گزارش به پلیس با او قرار بگذارم او طوری هوس آلود از زیبایی من تمجید می کرد که احساس کردم نقشه شومی را در سر می پروراند.

او به همه تصاویر خصوصی و در خلوت من دست یافته بود و من از افشای آن ها وحشت داشتم. آن جوان هم تهدید می کرد در صورتی که پلیس از ماجرا بویی ببرد همدستش تصاویر را در شبکه های اجتماعی می گذارد.

به همین دلیل برای مراجعه به پلیس دچار تردید بودم اما در نهایت تصمیم گرفتم تا محل قرار را به پلیس گزارش کنم چرا که اگر آن پسر نقشه شوم خود را اجرا می کرد من نه تنها در مخمصه بزرگی می افتادم بلکه زندگی ام نیز نابود می شد این بود که موضوع را به ماموران اطلاعات کلانتری سپاد گزارش دادم و با هماهنگی آن ها به محل قرار در اطراف منطقه اسماعیل آباد رفتم.

در این هنگام پسر 19 ساله ای به من نزدیک شد و در حالی که مشخصاتی از اموال سرقتی را ارائه می داد قصد داشت مرا به داخل کالی بکشاند که در آن منطقه بود اما بلافاصله با دیدن ماموران لباس شخصی با آن ها درگیر شد تا از چنگ آن ها بگریزد. او اگرچه با همدست دیگرش به چشم و دندان مامور انتظامی آسیب زد اما باز هم نتوانستند فرار  کنند و در چنگ قانون گرفتار شدند. با این حال اگر من مسائل ایمنی و هشدارهای پلیسی را جدی می گرفتم این گونه در دام دزدان شیطان صفت نمی افتادم و ...


منبع:رکنا

برچسب ها :



این مقاله را دوست داشتید؟ آنرا به اشتراک بگذارید

دیدگاه خودتان را ارسال کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.






star مقالات جدید

  • مقالات
  • دکتر
  • بیمارستان
  • دارو
مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.
هشدار! تجويز و تعيين دوز دارو به عهده پزشک مي باشد و پورتال پادرا هيچگونه مسئوليتي در خصوص مصرف خود سرانه دارو ندارد