مقایسه‌ طب رازی و بوعلی سینا


تاریخ :سه شنبه,۸ آبان ۱۳۹۷
تعداد بازدید :335


از لحاظ شناخت بیماری‌ها و تشریح، بوعلی سینا (متولد 370 خورشیدی) سرآمد اطبای سنتی است؛ ولی از لحاظ تسلط بر داروها، رازی (متولد 251 خورشیدی) به دلیل این‌که دانشمند و محقق بوده (تا آنجا که موفق به کشف الکل نیز شد) برتر به شمار می‌آید. کتاب قانون بوعلی‌ سینا برای نخستین بار در قرن دهم هجری قمری و با عنوان موجز قانون ترجمه شد. این کتاب بار دوم در سال 1256 هجری قمری ترجمه شد که نسخه‌ی آن در کتابخانه‌ی ملی موجود است. ترجمه‌ی سوم نیز چند سال قبل صورت گرفت، ولی متأسفانه از بیست‌وشش کتاب بوعلی سینا در طب، هفده کتاب به زبان عربی است که هنوز ترجمه نشده‌اند و از چهل کتاب رازی سی‌ودو کتاب به زبان عربی است که مهم‌ترین آن الحاوی است، اما هنوز ترجمه نشده‌اند و گنجینه‌ای از نسخه‌های بسیار ارزشمند بیش از یازده قرن است که خاک می‌خورند بی‌آنکه دلسوزی در فکر ترجمه یا حتی جمع‌آوری نسخه‌های آن‌ها باشد.

عده‌ای پرسیده‌اند چرا حکیم بوعلی سینا که از مرض قولنج درگذشته است، برای بیماری خود درمانی نیافت؟ جواب نگارنده این است: مادر بوعلی سینا علاقه‌ای فراوان به مصرف خرما داشت که جزو گیاهان بسیار گرم است. بوعلی سینا نیز به همین دلیل هنگام تولد دچار زردی شدید بود، تا آنجا که امیدی به زنده ماندن او نبود. در جوانی هم خود بوعلی سینا به علت نبوغ و فعالیت مغزی فراوان علاقه‌ای شدید به مصرف خرما داشت. بالاخره کبد او دچار حرارت بسیار و در نتیجه اختلال و سرانجام قولنج شد که تاحدودی می‌توان آن را قولنج ارثی دانست و حکیم فقط می‌توانست با دارو آن را به‌طور موقت درمان کند.

درباره‌ی رازی نیز عده‌ای می‌پرسند آیا این موضوع صحت دارد که نشان جهانی پزشکی که نمادی از مار در جام است به وی نسبت داده می‌شود؟ براساس افسانه‌ای، در زمان رازی شخصی به استسقای لحمی (یا ادم) مبتلا شده بود. پس از مراجعه به رازی، وی که علاج بیماری او را نوعی حالت استثنایی و عجیب می‌دانست، به مریض خود توصیه کرد برود و چند هفته‌ی آخر زندگی را خوش باشد. مریض از همه جا ناامید سر به صحرا و بیابان گذاشت. سر ظهر هنگام تشنگی، از چوپانی که در آن اطراف بود پیاله‌ای شیر تقاضا کرد. سپس پیاله را در سایه گذاشت ولی با تعجب دید که ماری از دور آمد، کمی از شیر را خورد و لحظه‌ای بعد آن را قی و استفراغ کرد. شیر سفید کمی زردرنگ شده بود. مرد که امیدی به زندگانی نداشت برای خاتمه دادن به زندگی‌اش آن پیاله شیر را سر کشید و پس از آن شب تب شدیدی بر وی عارض شد و چوپان او را نزد طبیبی برد و از آنجا نزد رازی آوردند. رازی از قدرت و مشیت خدا مبهوت شد و به مرد مریض گفت: «خدا را شکر، گویی تنها علاج مرض تو همین بود که خدای بر تو نمایاند.» و عده‌ای گویند واژه‌ی بیماری (بی مار) به معنای «نا ـ تندرست» از همان‌جا ریشه گرفت و در مقابل، واژه‌ی با مار به ‌معنای «تندرست» استفاده می‌شد.


منبع:مجله اینترنتی پادرا

برچسب ها :



این مقاله را دوست داشتید؟ آنرا به اشتراک بگذارید

دیدگاه خودتان را ارسال کنید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت گذاری شده اند.






star مقالات جدید

  • مقالات
  • دکتر
  • بیمارستان
  • دارو
مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.
هشدار! تجويز و تعيين دوز دارو به عهده پزشک مي باشد و پورتال پادرا هيچگونه مسئوليتي در خصوص مصرف خود سرانه دارو ندارد